محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

674

خلاصة الحكمة ( فارسى )

حدت و حرقت زياده و اكثر اوقات با عسر و وجع شديد مىبود و زودتر هلاك گرديد زيرا كه اين در اصل محرور المزاج بود . و يا دلالت مىنمايد بر ذوبان اعضاء اصليه چنانچه در اواخر دق مىباشد زيرا كه اعضاء اصليه همگى شديدهء البياض « 1 » و حرارت دقيه بعد افناء رطوبات قريبهء العهد بالانعقاد شروع در افناء رطوباتى كه مىباشد به آن‌ها « 2 » تماسك اعضاء مىنمايد و لهذا مىباشد با آن ، ضمور در بدن و نتن و بدبوئى رايحه به سبب استيلاء حرارت غريبه در آن و ظهور چربى بالاى قاروره و شيخ الرّئيس « 3 » - قدّس سرّه - طبقات جنس ابيض را هفت بيان نموده : اول [ بول ] مخاطى ؛ يعنى شبيه به بلغم رقيقى كه از بينى بر مىآيد و اين دلالت بر كثرت بلغم لزج غليظ مخلوط به مائيت مىنمايد . دوم [ بول ] دسمى : يعنى بول با چربى و اين دلالت بر ذوبان شحم و سمين « 4 » مىنمايد . سوم [ بول ] اهالى : و اين شبيه به روغنى است كه از گره نزد گداز گرفته و هنوز تصفيه ننموده باشند دردى را از صافى و اين دلالت يا « 5 » بر بلغم خام و يا بر گداز از ماده بلغميه كه واقع شده و يا زود است كه واقع شود مىنمايد . چهارم فقاعى : يعنى شبيه به رنگ فقاع كه سفيد مايلى « 6 » به زردى و رقت مىباشد و اين بر دو قسم است اگر مخلوط با مدّه است ، دلالت بر قروح متقيحه در آلات بول مىنمايد . و اگر مخلوط با مدّه نيست ، دلالت بر مادّهء كثيرهء فجّهء خام مىنمايد . و گاه هست كه با حصات در مثانه مىباشد كه گداخته ، با بول مخلوط گشته و بول آن را سفيد مايل به زردى نموده ؛ زيرا كه حصات مثانه خاكسترى رنگ مىباشد ، به خلاف حصات گرده كه سرخ رنگ مىباشد [ و ] از گداز و اختلاط با بول ، رنگ آن سرخ مىگردد .

--> ( 1 ) . ب : شديدهء البياض‌اند . ( 2 ) . ب : ( به آن‌ها ) حذف شده . ( 3 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ، ص 138 . ( 4 ) . الف : سمن . ( 5 ) . ب ( يا ) حذف شده . ( 6 ) . ب : مايل .